فوج اثیری درناها
در باران
شعر مهاجری است
که می­گذرد
و آن صدای زمزمه وار
که لحظه لحظه
به من
نزدیک
می­شود
آهنگ بال بال شعرم
شعرم هوای نشستن دارد

شب را
تا صبح
مهمان کوچه­های بارانی
خواهد بود
و برگ برگ دفتر غمگینم را
در باران
خواهد شست

آنگاه شعر تازه­ام را
که شعر شعرهایم خواهد بود
با دست­های شاعرانه­ی تو
بر دفتری که خالی­ست
خواهم نوشت
ای نام تو تغزل دیرینم در باران!
...
یک شب هوای گریه
یک شب هوای فریاد
امشب دلم هوای تو کرده است
...

بشنوید: دکلمه شعر بسیار زیبای زنده یاد استاد حسین منزوی

از وبلاگ اینجا صبح است. http://zarrinkamar1.blogfa.com/