که گر من دهم دست بند ورای

وگـر سر فرازنـد گزنـد ورای

دو کار است هر دو به نفرین بد

گزایـنده رسمـی نو آیین و بد

هم از بـند او بـد شود نام من

هم از کُشتنـش بد انـجام من

به گرد جهان هر که راند سخن

نکوهیدن مـن نـگردد کـهـن