از تــو عبــــــــور می کنم، از تــو و ردِّ پای تو
می­شکنم برای شعر... می­شکفم برای تو 
...

خواهش آبی غــــــزل باز به خلسه می­رســــد
من به کجا؟ نگاه کن! از تو به لحظه­های تو...

چشــــــم؛ همیشه منتظر، پشت نگـــــــاه پنجره
جــاده؛ غروب می­رسد باز به انتهای تو 
...

روز؛ تمـــــام می­شود، قصّه؛ ســــکوت می­کند
ثانیــــه؛ آه می­کشد، باز تو و هوای تو
...

اول قصـّـه های مـــــا، غیر خـــــــدا کسی نبـود
آخـر قصّه می­رسد شــعر به ابتدای تو ...