دو کلمه حرف حساب (حامعه شناسی ملا نصرالدین)
ملا
نصرالدين هر روز در بازار گدايي ميكرد و مردم با نيرنگي٬ حماقت
او را دست ميانداختند.
دو سكه به او نشان ميدادند كه يكي از طلا بود و دیگری نقره. اما ملا نصرالدين هميشه سكهی نقره را
انتخاب ميكرد. اين داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهي زن و مرد ميآمدند و دو سكه به او نشان ميدادند
و ملا نصرالدين هميشه سكهی نقره را انتخاب ميكرد.
تا اين كه مرد مهرباني از راه رسيد و از اين كه ملا نصرالدين را آن
طور دست ميانداختند٬ ناراحت شد. در گوشهی ميدان به سراغش رفت و گفت:
«هر وقت دو سكه به تو نشان دادند٬ سكهی
طلا را بردار. اين طوري هم
پول بيشتري گيرت ميآيد و هم ديگر دستت نمياندازند.»
ملا نصرالدين پاسخ داد: «ظاهراً
حق با شماست٬ اما اگر سكهی
طلا را بردارم٬ ديگر مردم به
من پول نميدهند تا ثابت كنند كه من احمقتر از آنهايم. شما نميدانيد تا حالا با اين كلك چقدر پول گير آوردهام.»
پی نوشت:
ملا يك جامعه شناس بود!
اگر به تعدادی از مردم 100 هزار تومان (80دلار) بابت يارانه یا هر چیز دیگر مانند سهام عدالت ... بدهيد (معادل 6میلیارد دلار)، آن وقت میتوانید برای مدتی 600 میلیارد دلار درآمد نفت را هر جور خواستید خرج کنید! البته مدت آن به میزان نا آگاهی مردم بستگی دارد!
+ نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 11:50 توسط درنا
|